تبليغاتX
هر کجا هستم باشم اسمان مال من است

بوسه يعنی

بوسه يعنی وصله ی شيرين دو لب...

بوسه يعنی مستی از مشروب عشق...

بوسه يعنی لذت دل دادگی...

لذت از شب . لذت از ديوانگی...

بوسه يعنی حس خوبه طعم عشق...

طعم شيرين به رنگ سادگی...

بوسه يعنی آغازی برای ما شدن...

لحظه ای با دلبری تنها شدن...

بوسه سرفصله کتاب عاشقی...

بوسه رمز وارد دلها شدن...

بوسه آتش می زند بر جسم و جان...

بوسه يعنی عشق من با من بمان...

+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط محمد |

قلفو ببین

دلی که لحظه ای با تو بودن را ندید و حالا زمانیست که تنهاست...

رفتی...

خدایم پشت و پناهت باشد...

فراموشم کردی خدا کند فراموش نشوی...

شکستی خدا کند نشکنی...

تنهایم گذاشتی خدا کند تنها نمانی....

+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط محمد |

حرف حساب ...

یکی دلش به صد دل بنده
یکی صد دل به یه دل بنده
یکی یه دل به یه دل می‌بنده و تا آخرش پایبنده
یکی هر بار به یکی دل می‌بنده
یکی دل می‌بنده تا بخنده
یکی هم دلش آکبنده
مونده به کی دل ببنده
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط محمد |

دو بیتی

تو مرا سخت شکستی ودلم خون کردی
بامن غمزده ای گل تو چرا چون کرد
اولش شهد وشراب ومی بی غش دادی
آخرش رفتی ومرا مثال مجنون کردی





نیمه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد
از خدا خواهش دیدار تورا خواهم کرد
تا که جان دارم و از این سینه نفس می آید
بر تو و عشق تو ای دوست دعا خواهم کرد




دلم از سنگ دوری ها شکسته
تو گویی کشتی ام در گل نشسته
به فریادم رس ای مرگ طلایی
که دست و جان زجانانم گسسته

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط محمد |

نیفتد به کسی کار کسی

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

هر ﮐس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی

سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی

سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی‌گرمی بازار کسی

غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
ﮐس مبادا چو من زار گرفتار کسی

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی

گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی

شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه‌ی دیوار کسی

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط محمد |