تبليغاتX
هر کجا هستم باشم اسمان مال من است

اگه روزی....

اگه روزی از خودم بپرسم زندگی يعنی چی : ميگم نميدونم ولي خيلی جالبه

 

يعني با تمام سختي هاش : حاظرم تا عبد باشم

 

مثل يه بازيگر که ميتونه با قدرت بگه تو همه فيلم ها بازي کرده

 

عشق : ترس : دزد : مهربون ترين آدم : کثيف ترين آدم : کمدي : غم گين : شاد : گدا : شاه : متين : شلوغ : ساکت : خجالتي : پر رو : عاطفي : سنگ دل : مذهبي : بي دين

 

ولي نتونه بگه کدوم از اين شخصيت ها مال خودشه

 

ندونه کدومش کاملش ميکنه :

 

با کدوم زندگي قشنگه

 

کدوم خودشه

+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط محمد |

مداد رنگی

                 

مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط محمد |