اگه روزی....
اگه روزی از خودم بپرسم زندگی يعنی چی : ميگم نميدونم ولي خيلی جالبه
يعني با تمام سختي هاش : حاظرم تا عبد باشم
مثل يه بازيگر که ميتونه با قدرت بگه تو همه فيلم ها بازي کرده
عشق : ترس : دزد : مهربون ترين آدم : کثيف ترين آدم : کمدي : غم گين : شاد : گدا : شاه : متين : شلوغ : ساکت : خجالتي : پر رو : عاطفي : سنگ دل : مذهبي : بي دين
ولي نتونه بگه کدوم از اين شخصيت ها مال خودشه
ندونه کدومش کاملش ميکنه :
با کدوم زندگي قشنگه
کدوم خودشه
مداد رنگی
مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد


