تبليغاتX
هر کجا هستم باشم اسمان مال من است

این جا قتلگاه دیوانگان است

به سلامتیِ ديوار!
نه به خاطرِ بلنديش،
واسه اين‌که هيچ‌وقت پشتِ آدم رو خالی نمي‌کنه.
به سلامتیِ سايه!
که هيچ‌وقت آدم رو تنها نمي‌ذاره.
به سلامتیِ نهنگ!
که گنده‌لات درياست.
به سلامتیِ پل عابر پياده!
که هم مردا از روش رد مي‌شن هم نامردا!
به سلامتيِ برف!
که هم روش سفيده هم توش.
به سلامتيِ رودخونه!
که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچيکو دارن.
به سلامتيِ دريا!
که ماهی گنديده‌هاشو دور نمی‌ريزه.
به سلامتیِ سنگ بزرگ دريا!
که سنگای ديگه رو می‌گيره دورش.
به سلامتیِ دريا!
که قربونياشو پس مي‌آره.
به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع!
که يه‌تنه يه اتوبان رو حريفه.
به سلامتیِ عقرب!
که به خاری تن
نمی‌ده
به سلامتیِ سرنوشت!
که نمي‌شه اونو از سر نوشت.
به سلامتیِ سيم خاردار!
که پشت و رو نداره

+ نوشته شده در شنبه 28 آذر1388ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط محمد |

اگه روزی....

اگه روزی از خودم بپرسم زندگی يعنی چی : ميگم نميدونم ولي خيلی جالبه

 

يعني با تمام سختي هاش : حاظرم تا عبد باشم

 

مثل يه بازيگر که ميتونه با قدرت بگه تو همه فيلم ها بازي کرده

 

عشق : ترس : دزد : مهربون ترين آدم : کثيف ترين آدم : کمدي : غم گين : شاد : گدا : شاه : متين : شلوغ : ساکت : خجالتي : پر رو : عاطفي : سنگ دل : مذهبي : بي دين

 

ولي نتونه بگه کدوم از اين شخصيت ها مال خودشه

 

ندونه کدومش کاملش ميکنه :

 

با کدوم زندگي قشنگه

 

کدوم خودشه

+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط محمد |

مداد رنگی

                 

مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط محمد |

کاش میدانستی

akharin  khateream az u

... کاش میدانستی ...

 

چشم هايم  زشكوفايي عشق تو فقط مي خواند


 

کاش میدانستی

 

عشق من معجزه نيست


 

عشق من رنگ حقيقت دارد


 

اشك هايم به تمناي نگاه تو فقط مي بارد



 

کاش میدانستی


 

تو فقط مال مني


 

تو فقط مال همين قلب پر از احساس مني



 

شب من با تو سحر خواهد شد


 

تو نمي داني من


 

چه قدر عشق تو را مي خواهم


 

تو صدا كن من را


 

تو صدا كن مرا كه پر از رويش يك ياس شوم


 

تو بخوان تا همه احساس شوم



 


کاش میدانستی

 

شعرهاي دل من پيش نگاه تو به خاك افتاده است


 

به سرم داد بزن


 

تا بدانم كه حقيقت داري


 

تا بدانم كه به جز عشق تو اين قلب ندارد كاري



 

باز هم اين همه عشق


 

اين همه عشق براي دل تو ناچيز است


 

آسمان را به زمين وصل كنم؟


 

يا كه زمين را همه لبريز ز سر سبزي يك فصل كنم؟


 

من به اعجاز دو چشمان تو ايمان دارم


 

به خدا  تو  نباشي


 

بي تو من يك بغل احساس پريشان دارم

 

+ نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط محمد |

یاور همیشه مومن

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن            ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من

ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید          تو شب رو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید

                        

اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی    برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت        غم من نخور که دوری برای من شده عادت

ای طلوع اولین دوست، ای رفیق آخر من      به سلامت سفرت خوش، ای یگانه یاور من

                       مقصدت هرجا که باشه         هر جای دنیا که باشی

 اونور مرز شقایق، پشت لحظه ها که باشه، خاطرت باشه که قلبت سپره بلای من بود،       

                            تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود.

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت         غم من نخور که دوری برای من شده عادت

+ نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط محمد |

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم نکن

من که مجنونم، تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یاربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

مرتضی عبدالهی

+ نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط محمد |

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

 ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

    و با این همه سکوت

مرا به خاموشی متهم نمی کردی

    کاش می دانستی من همیشه

با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

    چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

    سخن ها دارند برای گفتن

غزل ها دارند برای از تو سرودن و

    عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن

کاش می دانستی که من تو را

    دوست دارم

کاش می دانستی....

+ نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط محمد |

شعر سری (4)

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

=======================

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

=======================

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

=======================

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

=======================

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه

=======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

=======================

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

=======================

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

======================

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

======================

عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود

======================

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

=====================

غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

=====================

زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!

=====================

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط محمد |