تبليغاتX
هر کجا هستم باشم اسمان مال من است

 گفتي :شعر هايت همه رنج و عذاب

گفتم :عاشقم بر فرض محال

 گفتي :عشق چيست تو مي داني؟

گفتم :عشق هست معناي ناداني

 گفتي :عشق فقط غم نيست

گفتم :غمش تموم زندگي ايست

 گفتي:چرا عشق همزبانش دوري ايست

گفتم:شيريني اش درد دو ري ايست

 گفتي:چرا ماندن هميشه سخت است؟

گفتم:كودك عشقت كم سال است

 گفتي:مرا اين شوريده حالي چه حاصل ؟

گفتم : زماني مي رسد داني بي حا صل

 گفتي:پس از عشق فا صله گيرم

گفتم:از نفسهايم چه بگويم

 گفتي :بي ترديد عاشقم كردي

گفتم:عاشق نيستس عاشقي نكردي

 گفتي:پس اين همه عذاب چيست؟

گفتم:عاشقا نه هايم همه دلتنگي ايست

 گفتي :از من خام نباش دلگير

گفتم:عشق حاصل همين خا مي ايست

 گفتي مي پندارم كه تو عاشق تريني

گفتم:عاشق ترين هم شود قرباني

 گفتي:قربا ني تو ميشوم روزي

گفتم:آن روز من دهم ميهماني

 گفتي :مهما ني اش به عهده ي من

گفتم:مهمانش تو هستي در مرگ عاشقا نه ام

 گفتي : اخر داستان عشقت همين بود؟

گفتم : معني عشق همين است

 گفتي:پس عشق از وصال مي گريزد

گفتم:وصال به پاي عشق نمي سوزد

 گفتي :عشق چيست بي حاصل؟

گفتم :حاصلش نيست وصال عاشق

 گفتي: پس ما هر دو عاشق ترينيم؟

گفتم :خوب مي داني كه هر دو غافل ترينيم

 گفتي:پس هر دو مي شويم قرباني

گفتم:گر شويم قرباني ما هم ماندگاريم

نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط محمد| |